Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
  • توضیحات پست
  • متن و ترجمه

Construction Worker

Humans of New York Stories

 

این قسمت:

کارگر ساختمانه و به این افتخار میکنه. در حالی که دوستای تحصیل کرده ی بیکارش اونو یه لوزر میدونن...


درباره ی این محتوا:

داستان های مردم نیویورک که روایت پستی و بلندی های زندگی از زبان مردم کوچه و بازار است محتوایی ایده آل برای آشنایی با لغات و اصطلاحات روزمره انگلیسی است .


❗️ بعد از یکی دوبار تماشای ویدیو،
متن و ترجمه رو با دقت مطالعه کن
و بعد دوباره ویدیو رو ببین. سوالی داشتی حتما بپرس


یادگیری زبان انگلیسی با داستان های مردم نیویورک


منبع:

پیج اینستاگرام و وبسایت Humans of New York

 

Construction Worker

Humans of New York Stories

“I’ve wanted to go into construction since high school.

من از دبیرستان می خواستم که برم تو کار ساخت و ساز.

I used to help my dad out all the time.

من عادت داشتم همیشه (توی کارها) به پدرم کمک کنم.

Everything in our house we built ourselves.

همه چیز رو توی خونمون خودمون ساختیم.

But my teachers tried to steer me down a different path.

اما معلم هام سعی میکردن منو به یه مسیر دیگه ببرن

They’d encourage me to ‘figure things out.’

اونا منو تشویق میکردن که "خوب فکرامو بکنم"

They’d say: ‘Why don’t you do this?’ or ‘Why don’t you do that?’

بهم میگفتن که: چرا این کارو نمیکنی؟ یا چرا اون کارو نمیکنی؟

But I chose construction because it’s what I like to do.

اما من کار ساختمان رو انتخاب کردم چون این کاریه که دوست دارم انجام بدم.

I got my union card at eighteen.

هیجد سالگی کارت اتحادیه م رو گرفتم.

The pay isn’t bad.

حقوقش بد نیست.

I get benefits.

مزایایی شاملم میشه.

It feels good to be young and working every day.

حس خوبی داره که جوون باشی و هر روز کار کنی.

But I see all these advertisements on the subway,

اما کلی تبلیغات هستن که توی مترو میبینم

and they basically say:

و حرف حسابشون اینه که

‘If you want to be successful, you have to go to college.’

"اگه میخوای موفق بشی، باید بری دانشگاه"

All my friends went to college.

همه ی دوستام رفتن دانشگاه.

Some of them have liberal arts degrees

بعضی هاشون مدارک علوم انسانی دارن

that I didn’t even know existed.

که من اصلا نمیدونستم وجود دارن.

A couple more dropped out.

چنتای دیگه شون ترک تحصیل کردن.

The ones who graduated can’t find jobs

اونایی که فارغ التحصیل شدن نمیتونن کار پیدا کنن

and have a lot of student debt.

و کلی بدهی دانشجویی دارن.

But they still look at me like I’m on the wrong path.

اما همچنان جوری به من نگاه میکنن که انگار من تویِ مسیر اشتباه هستم.

When I tell them

وقتی بهشون میگم

I can help them get a job in construction,

میتونم کمکشون کنم که توی کار ساختمان یه شغل پیدا کنن

they always say the same thing:

جوابشون همیشه یه چیزه

‘Why would we want to do that?’”

"چرا باید بخوایم همچین کاری کنیم؟"

.

متن برگرفته از پیج اینستاگرام و وبسایت

 Humans of New York Stories

تهیه ویدیو، متن و ترجمه از
سجاد حسینی مدیر سایت لینگوانا

این پست رو با دوستات به اشتراک بذار

Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
0 0 vote
Article Rating
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x