Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
  • توضیحات پست
  • متن و ترجمه

Doctor from Hell

Humans of New York Stories

 

این قسمت:

گاهی میگیم چرا یک دکتر باید درآمد آنچنانی داشته باشه! با خوندن این داستان شاید زره ای بهشون حق بدیم...


درباره ی این محتوا:

داستان های مردم نیویورک که روایت پستی و بلندی های زندگی از زبان مردم کوچه و بازار است محتوایی ایده آل برای آشنایی با لغات و اصطلاحات روزمره انگلیسی است .


❗️ بعد از یکی دوبار تماشای ویدیو،
متن و ترجمه رو با دقت مطالعه کن
و بعد دوباره ویدیو رو ببین. سوالی داشتی حتما بپرس


یادگیری زبان انگلیسی با داستان های مردم نیویورک


منبع:

پیج اینستاگرام و وبسایت Humans of New York

 

Doctor from Hell

Humans of New York Stories

.

“I just finished medical school.

تازه دانشکده پزشکی رو تموم کردم

 Now I’m heading to residency, which is supposed to be even tougher.

الان دارم میرم سراغ رزیدنت شدن که از قرار معلوم حتی سخت تر هم هست.

 I’ve been working sixteen-hour days.

(اخیرا) روزی 16 ساعت کار کردم

Then I’m expected to study every night when I get home.

و بعدش هم ازم انتظار میره که هر شب وقتی میرم خونه درس بخونم

 Some of my classmates only sleep three hours per night.

بعضی از هم کلاسی هام فقط سه ساعت در شب می خوابن.

I tried that for a few months during my surgery rotation,

من این رویه رو یه بار حین نوبت (چرخه) جراحیم امتحان کردم.

but I ended up getting really depressed.

اما تهش حسابی افسرده شدم.

I felt completely depersonalized.

حس کردم کاملا از شخصیت تهی شدم.

*به کسی تبدیل شدم که احساسات و عواطفش هیچ ارزش و اهمیتی نداره.

Everything seemed like a dream.

همه چیز شبیه یه خواب بود.

To make matters worse,

و قوز بالای قوز این بود،

a lot of the instructors are jerks.

که اکثر مدرس (مربی) ها عوضی بودن.

I think they went through hell when they were students,

به نظرم اونا وقتی دانشجو بودن دهنشون سرویس شده،

so they feel like they should put us through hell.

واسه همین حس میکنن که باید دهن مارو سرویس کنن.

On the first day of rotations,

تو اولین روز چرخش ها (نوبتی)

*منظور از rotation اینجا اینه که کارها یا وظایف به خصوص رو دانشجو ها به صورت نوبتی و چرخشی انجام میدن

my attending physician told me:

پزشک مسئول من بهم گفت

‘I’m an asshole,

من یه آدم عوضی ام،

but I’ll make you a better doctor.’

اما دکتر بهتری ازت میسازم

He made fun of me in front of other students.

اون جلوی بقیه دانشجو ها مسخره ام میکرد.

He put me down in front of patients.

جلوی مریض ها منو ضایع میکرد.

He’d threaten to kick me out every day.

هر روز تهدید میکرد که منو میندازه بیرون.

I guess they’re trying to weed people out and make strong doctors.

حدس میزنم دارن سعی میکنن که آدمای نالایق رو حذف کنن و دکترای قوی تری (محکم تری) بسازن

But they’re just traumatizing people.

اونا فقط دارن به روان افراد آسیب میزنن.

*معمولا وقتی یکی traumatize میشه که یه حادثه یا اتفاقی روی روانش تاثیر تکان دهنده ای میذاره و این آدم تا سالها تحت تاثیر این آسیب عذاب میکشه.

They’re making us apathetic.

اونا دارن مارو بی تفاوت (بی علاقه) میکنن.

I got into medicine because I really wanted to make a difference in people’s lives.

من وارد پزشکی شدم چون واقعا می خواستم تغییری در زندگی آدما بوجود بیارم.

But after going through hell,

اما بعد از اینکه جهنم رو از سر گذروندم (اشاره یه جَو سالهای آموزش و تحصیل پزشکی)

I just don’t care anymore.”

دیگه هیچی برام اهمیت نداره.

.

متن برگرفته از پیج اینستاگرام و وبسایت

 Humans of New York Stories

تهیه ویدیو، متن و ترجمه از
سجاد حسینی مدیر سایت لینگوانا

این پست رو با دوستات به اشتراک بذار

Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
0 0 vote
Article Rating
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x