Love Story

Humans of New York Stories

“My parents are from the same small village in Mexico. My mother was the daughter of a successful farmer. My father was very poor. Supposedly they never spoke to each other. My father says he would sit on a rock and admire her from far away. She lived in a big house. She could barely leave because her father was very strict. So they came to America for two different reasons. My father came for work and my mother came for excitement. They both ended up in New York, working at a small Mexican restaurant in Harlem. My grandmother always laughs at my mother. She says: ‘You ran all the way to America to marry a boy from the village.’”

ماجرای عشق دختر و پسری روستا نشین از مکزیک تا آمریکا...

 

"پدر و مادر من اهل یه روستای کوچیک در مکزیک هستند. مادر من دختر یک کشاورز موفق بود. پدر من خیلی فقیر. گویا اونا هیچوقت با هم حرف نمی زدند. پدرم میگه روی یک تخته سنگ مینشسته و اونو از دور تحسین می کرده. (مادرم) تویِ یک خونه ی بزرک زندگی میکرد. اون    به سختی میتونست خونه رو ترک کنه چراکه پدرش یه آدم سختگیر بود. بنابراین اون ها به دو دلیل متفاوت به آمریکا اومدند. پدرم برای کار اومد و مادرم برای هیجانش. عاقبت جفتشون تویِ یه رستوران کوچیک در هارلمِ نیویورک مشغول به کار شدن. مادربزرگم همیشه به مادرم میخنده. میگه: تو این همه راه رو تا آمریکا اومدی تا با یه پسر اهل روستاتون ازدواج کنی."

داستان های مردم نیویورک که روایت پستی و بلندی های زندگی از زبان مردم کوچه و بازار است محتوایی ایده آل برای آشنایی با لغات و اصطلاحات روزمره انگلیسی است .


❗️ بعد از یکی دوبار تماشای ویدیو،
متن و ترجمه رو با دقت مطالعه کن
و بعد دوباره ویدیو رو ببین. سوالی داشتی حتما بپرس


یادگیری زبان انگلیسی با داستان های مردم نیویورک


منبع:

پیج اینستاگرام و وبسایت Humans of New York

 

0 0 votes
رأی دهی به مقاله
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظرت چی بود؟ :)x
()
x