The Pessimist

“My therapist told me that reading the news was causing my depression. So I’ve managed to completely avoid it for the past five years. I used to consume articles for four hours every day. I’d always read the New York Times front to back—everything except the sports section. But then the Times caused the Iraq war so I switched over to leftist websites. I always thought it was my obligation as a responsible citizen to pay attention to bad news. I guess I was looking for some sort of understanding. If only I could learn enough, then maybe I could help organize something. But all of it just sent me into utter despair. I began to look at other people as brainwashed. Every time I saw someone having kids—I’d get angry. Don’t they realize how uninhabitable the planet is going to be? Everyone thinks if we just make a few changes, we’ll be fine. We won’t be fine. The problem is systemic and there’s no movement capable of ending capitalism in time to save the planet. But anyway, I’m trying not to obsess over this stuff anymore.”

زنی که بدبینی و احساس مسئولیت شدید اونو روزنامه خوان میکنه.
به قعر افسردگی میکشونه و حالا پنج ساله که دیگه فکرش رو زیاد درگیر نمیکنه!

My therapist told me that reading the news was causing my depression.

ترا پیست من بهم گفت که خوندن اخبار باعث افسردگی من می شد

So I’ve managed to completely avoid it for the past five years.

پس من تونستم واسه 5 سال گذشته کاملا ازش دوری کنم

I used to consume articles for four hours every day.

من عادت داشتم روزی چهار ساعت مقاله بخونم.

I’d always read the New York Times front to back.

همیشه نیویورک تایمز رو از اول تا آخر میخوندم.

—everything except the sports section.

هرچیزی به جز بخش ورزشی

But then the Times caused the Iraq war.

اما بعدش روزنامه تایمز باعث جنگ عراق شد.

so I switched over to leftist websites.

پس من رفتم سراغ وب سایت های چپگرا.

I always thought it was my obligation as a responsible citizen to pay attention to bad news.

همیشه فکر میکردم که به عنوان یه شهروند مسئول ملزم بودم که به خبر های بد توجه کنم.

I guess I was looking for some sort of understanding.

به نظرم داشتم دنبال یه جور فهم/درک میگشتم

If only I could learn enough, then maybe I could help organize something.

اگه فقط میتونستم به اندازه کافی یاد بگیرم، شاید بعدش میتونستم کمک کنم یه چیزی رو سازمان بدیم 

But all of it just sent me into utter despair.

اما همه ش فقط منو در یاس و ناامیدی تمام فرو برد

I began to look at other people as brainwashed

. شروع کردم دیگران رو به چشم شستشو شده ی مغزی دیدن

Every time I saw someone having kids—I’d get angry.

هر وقت میدیم کسی بچه دار شده عصبانی میشدم

Don’t they realize how uninhabitable the planet is going to be?

یعنی اینا نمیفهمن زمین قراره چقدر غیر قابل سکونت بشه؟

Everyone thinks if we just make a few changes, we’ll be fine.

همه فکر میکنن اگه فقط چنتا تغییر ایجاد کنیم، اوضاع خوب میشه

We won’t be fine.

اوضاع ما خوب نخواهد شد

The problem is systemic

مشکل از سیستمه

and there’s no movement capable of ending capitalism in time to save the planet.

و هیچ جنبشی وجود نداره که بتونه به موقع نظام سرمایه داری رو متوقف کنه تا زمین رو نجات بده.

But anyway, I’m trying not to obsess over this stuff anymore.

اما به هرحال، دارم سعی میکنم که دیگه سر این موضوع ها وسواس به خرج ندم

داستان های مردم نیویورک که روایت پستی و بلندی های زندگی از زبان مردم کوچه و بازار است محتوایی ایده آل برای آشنایی با لغات و اصطلاحات روزمره انگلیسی است .


❗️ بعد از یکی دوبار تماشای ویدیو،
متن و ترجمه رو با دقت مطالعه کن
و بعد دوباره ویدیو رو ببین. سوالی داشتی حتما بپرس


یادگیری زبان انگلیسی با داستان های مردم نیویورک


منبع:

پیج اینستاگرام و وبسایت Humans of New York

 

⇓ به این پست ها هم یه نگاهی بنداز ⇓
0 0 votes
رأی دهی به مقاله
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
2 نظرات
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
فاطمه

خیلی خوب ممنون از مطالب خوب سایت.

2
0
نظرت چی بود؟ :)x
()
x