Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email

باربارا استرایسند (به انگلیسی: Barbra Joan Streisand) (زاده ۲۴ آوریل ۱۹۴۲ با نام اصلی باربارا جون استرایسند)، خواننده و بازیگر فیلم و تئاتر آمریکایی است. از او هم‌چنین به عنوان یک آهنگ‌ساز، لیبرال، فعال سیاسی، تهیه‌کننده فیلم و کارگردان فیلم یاد می‌شود. او برندهٔ ۲ جایزهٔ آکادمی اسکار، ۹ جایزهٔ گرمی، ۴ جایزهٔ امی و یک جایزهٔ ویژهٔ تونی است. او از معدود هنرمندان هنرهای نمایشی است که به همهٔ این افتخارات نائل آمده‌اند گرچه او در بخش رقابتی جایزهٔ تونی هنوز به چنین موفقیتی نرسیده‌است. در سال ۲۰۰۸ او به جایزه مرکز کندی معرفی شد.

یادگیری و تقویت زبان انگلیسی با آهنگ

موسیقی جزء لاینفک زندگی اکثریت ما انسان هاست. و زبان آموزان می تونن از این امکان نهایت استفاده رو ببرن. چطور؟

  • با گوش دادن به آهنگ های انگلیسی زبان،
  • مرور کردن و فهم معنی متن این آهنگ ها
  • و در نهایت حفط کردنشون و زمزمه کردن اونها در طول شبانه روز.

این تکنیک اگه درست انجام بشه، در آن واحد میتونه مهارت های لیسنینگ و سپیکینگ رو تقویت کنه و به جمله سازی هم کمک کنه.

لینگوانا هم از اونجایی که متعهد به ارائه ی محتوای باکیفیت و موثر برای تقویت و یادگیری زبان انگلیسی هست همواره آهنگ هایی که محتوای مناسب ( یعنی دارای متنی با جمله های کامل و قابل فهم) دارند رو در اختیار شما عزیزان قرار خواهد داد.

❗️ بعد از مطالعه متن و ترجمه آهنگ رو چند بار دیگه گوش کن و در نهایت حفظش کن

Barbra Streisand - Memory

Midnight

نیمه شب

Not a sound from the pavement

هیچ صدایی از پیاده رو نمی آید

Has the moon lost her memory?

آیا ماه حافظه اش را از دست داده؟

She is smiling alone

او تنها لبخند میزند

In the lamplight

در نور چراغ

The withered leaves collect at my feet

برگ های زرد و خشک پیش پاهایم جمع میشوند

And the wind begins to moan

و باد شروع میکند به زوزه کشیدن

.

Memory

خاطره

All alone in the moonlight

تک و تنها در زیر نور ماه

I can dream of the old days

میتوانم به یاد بیاورم روزهای گذشته را

Life was beautiful then

زمانی که زندگی زیبا بود

I remember the time

زمانی را به یاد می آورم

I knew what happiness was

که میدانستم خوشبختی چیست

Let the memory live again

بگذار که خاطره باز زنده شود

.

Every street lamp seems to beat

انگار که هر چراغ خیابان نبض دارد

A fatalistic warning

هشداری جبرگرایانه

Someone mutters

کسی زیر لب حرف میزند

and the street lamp sputters

و چراغ خیابان پت پت میکند

And soon it will be morning

و به زودی صبح خواهد شد.

.

Daylight

روشنایی روز

I must wait for the sunrise

باید چشم به راه طلوع بمانم

I must think of a new life

باید در اندیشه ی یک زندگی جدید باشم

And I mustn't give in

و نباید تسلیم شوم

When the dawn comes

وقتی که طلوع از راه برسد

Tonight will be a memory too

امشب یک خاطره خواهد شد

And a new day will begin

و روزی نو آغاز میشود

.

Burnt out ends of smoky days

پایان سوخته ی روزهای خاکستری

The still cold smell of morning

رایحه ی سرد و ساکت صبح

A street lamp dies,

چراغی در خیابان میمیرد (خاموش میشود)

another night is over

شبی دیگر به پایان میرسد

Another day is dawning

روزی دیگر در حال طلوع است

.

Touch me,

مرا لمس کن

It is so easy to leave me

ترک کردن من آسانتر است

All alone with the memory

تک و تنها با خاطره ی

Of my days in the sun

روزهایم زیر آفتاب

If you touch me,

اگر مرا لمس کنی

You'll understand what happiness is

خواهی فهمید که خوشبختی چیست

Look, a new day has begun

نگاه کن، روزی نو آغاز شده.

 



آموزش و یادگیری زبان انگلیسی با آهنگ

گردآوری و و ترجمه:
از سجاد حسینی مدیر وب سایت لینگوانا

...مطالب پیشنهادی...

این پست رو با دوستات به اشتراک بذار

Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
0 0 vote
Article Rating
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظرت چی بود؟ :)x
()
x