⇓ اگه با گوشی اندرویدی میخوای کتاب رو بخونی ⇓

برای خواندن کتاب از برنامه Moon Reader و دیکشنری Bluedict استفاده کن

...مطالب پیشنهادی...

نقد های فارسی

نقد انیمیشن Klaus - کلاوس

 
انیمیشن کلاوس محصول ۲۰۱۹ اسپانیا نه‌ تنها یکی از بهترین انیمیشن‌های امسال است بلکه با شایستگی در رده‌ی بهترین آثار ساخته شده با موضوع کریسمس قرار می‌گیرد.

Klaus

داستان شکل‌گیری بابانوئل بهانه‌ای برای خلق چالش‌های بزرگ‌تر است

داستان در مورد جاسپر یوهانسون پسر بی‌مسئولیت و راحت‌طلب مالک یک شرکت پستی است که به اجبار پدرش و تهدید محرومیت از ارث خانوادگی مجبور می‌شود به اداره‌ی پست جزیره‌ای به‌اسم اسمیرنزبرگ در نزدیکی قطب شمال برود و رکورد ارسال شش‌هزار نامه را در یک‌سال ثبت کند. اما شرایط از چیزی‌که به‌نظر می‌رسد سخت‌تر است. ماجرا در این بعد داستانی کمی تکراری و مشابه سرنوشت شخصیت کوزکو در انیمیشن The Emperor's New Groove (زندگی جدید امپراطور) به‌نظر می‌رسد. ورود جاسپر به جزیره با آن نمای مه‌آلود و فضای خاکستری با اتفاقات جالب و ابهام‌های زیادی در مورد شرایط خاص آن‌جا همراه است، به‌طوری‌که احتمالا حتی قبل از عادت‌کردن به گرافیک ناآشنای انیمیشن، جذب ماجرای پیش‌رو می‌شوید. فضای خشن و تاحدودی ترسناک ابتدایی انیمیشن تعادل خوبی با کمدی اتفاقات و طنز نهفته در اجزای آن به‌وجود آورده است و گیرایی فیلم را با یک موقعیت‌سازی حساب‌شده و جذاب تثبت می‌کند؛ هرج و مرجی که در همان شروع با وقفه‌های کوتاه و بلندی همراه می‌شود و با ضربه‌های پی‌درپی، قهرمان اصلی داستان را در مرز دیوانگی و تسلیم متوقف می‌کند. طبق انتظار جرقه‌ای زده می‌شود اما نکته‌ی مهم این‌جا است که چگونه انفجار نهایی منجر به خلق تابلویی جذاب، احساسی و تفکربرانگیز می‌شود.

Klaus

کلاوس با شمایل به‌روز خود، هم ریشه‌های این باور سنتی را حفظ می‌کند و هم با وجود تعریف دلایل قابل‌لمس در شکل‌گیری داستان کلاسیک بابانوئل از فانتزی بودن فاصله نمی‌گیرد. طبیعتا این فیلم دریچه‌ی ورود به دنیای کودکان و نگاه آن‌ها به مسائل را مرزبندی نمی‌کند، در نگاه بچه‌ها بابانوئل همان ویژگی‌های جادویی خود را نشان می‌دهد؛ کشیدن یک نقاشی و فرستادن نامه، حتی با وجود روشی که کلاوس نشان می‌دهد بازهم راهی برای رسیدن به خواسته‌های ظریف و صادقانه‌ی آن‌ها است. اما در این‌بین بزرگترها هم که سرخوش از دیدن انیمیشنی درباره‌ی چگونگی شکل‌گیری یک آیین قدیمی هستند ناگهان غافل‌گیر می‌شوند و خود را رهاشده در یک نزاع ملموس تاریخی (هرچند تخیلی ولی پر از نمونه‌های مکتوب و عینی در واقعیت) پیدا می‌کنند که گویای فلسفه‌ی شکل‌گیری خیلی از مشکلات اجتماعی انسان‌ها است. یکی از بخش‌های تأثیرگذار ماجرا هم همین‌جا شکل می‌گیرد و تلنگر محکمی را وسط داستان کریسمسی انیمیشن وارد می‌کند. این همان بخشی است که ناگهان حساب کار کلاوس را از سایر انیمیشن‌های کلاسیک هم‌خانواده‌اش جدا می‌کند. حالا تمام شرایطی که با ورود جاسپر به جزیره از نظر گذرانده‌ایم رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرد؛ ناقوسی که محل آن بی‌شباهت به پایه‌ی طناب دار نیست و تبدیل به صدای نفرت شده است، نزاع پوچی که امید می‌کُشد و بذر کینه می‌کارد، مدرسه‌ای که تغییر کاربری داده و رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و طروات از آن‌جا و معلمش رخت بسته است، کودکانی که از مسیر علم و آگاهی بازمانده‌اند و راهی غیراز تکرار اشتباهات نسل‌های قبل از خود پیش‌روی‌شان نیست. این تم اضافه شده به داستان موفق از آب درآمده است و توالی ماجرای متفاوت شخصیت‌ها را هم به‌خوبی حفظ می‌کند.

Klaus

کلاوس با طنز ظریف و گزنده‌ی خود مفاهیم اجتماعی ملموس و قابل‌تاملی به بافت کلاسیک و همگن خود اضافه کرده است

درست در جایی‌که همه‌چیز حتی روابط بین مردم درحد نزدیک‌ترین نقطه به انجماد کامل قرار دارد، طنز گزنده‌ی وقایع خودنمایی می‌کند. حالا ترکیب پیرمردی که خانواده‌ی مورد نظرش شکل نگرفته و پسر بی‌خیالی که انگیزه‌اش تکیه‌ی مجدد به دارایی پدرش است باید تاثیری بزرگ در یک جامعه‌ی به‌ظاهر متمدن و نسل‌های بعداز آن ایجاد کند، برخوردی که کم‌کم تبدیل به نمادی غیرمنتظره اما زندگی‌بخش می‌شود. در ادامه معلوم شدن داستان گذشته‌ی کلاوس و انبار اسباب‌بازی‌ها بخش احساسی دیگر فیلم را رقم می‌زند و تقابل خوبی بین انگیزه‌های متفاوت او و جاسپر ایجاد می‌کند. دستاورد کلاوس در ساخت ترکیبی همگن از این مفاهیم قابل‌احترام و تحسین‌برانگیز است و این انیمیشن را به‌اندازه‌ی همان نقاشی کودکانه و نسیم روح‌بخش بین درختانِ لانه‌های چوبی پرندگان تأثیرگذار می‌کند.

Klaus

کمدی بامزه و گیرای داستان همراهی خوبی با شخصیت‌ها و جبهه‌های مخالف جزیره ایجاد کرده، همچنین ارتباط جاسپر با بچه‌ها که موقعیت‌های خنده‌داری را مثل بخش‌هایی که با موسیقی خوش‌ریتم زمینه درحال پیشبرد اهدافش است خلق می‌کند، البته بهترین تعامل بین جاسپر با دختربچه‌ای است که به زبانی غریبه (سامی) صحبت می‌کند و این ارتباط به‌یکی از بخش‌های مثبت فیلم تبدیل می‌شود. همان‌طور که فضای اسمیرنزبرگ به‌تدریج از رنگ‌های کدر و بی‌روح به سمت رنگ‌های شاد و زنده پیش می‌رود، این نمایش هوشمندانه‌ی تغییر زندگی مردم (که درنهایت به تغییر جایگاه و کاربرد ناقوس اول فیلم هم منجر می‌شود) حس خوشایندی به قالب فیلم تزریق می‌کند و درنهایت هم به‌زیبایی تلخی لحظه‌های عاطفی آن‌را به شور زندگی پیوند می‌زند تا بعد از پایان‌بندی انیمیشن هم درگیر حس متضاد حاصل از آن باشیم.

Klaus

کلاوس به جایگاهی می‌رسد که سایر آثار مشابه اخیرش برای رسیدن به‌آن ضعف دارند

ایجاز و سادگی گرافیک و طراحی‌های انیمیشن کلاوس با تمرکز بیشتر بر اصل نماها با پوشش روایتی خوبی همراه شده است و فرم جذابی دارد، ولی این سادگی در بعضی بخش‌ها به‌خاطر سبک منحصربه‌فرد تصویری آن شبیه‌به نمونه‌های خام و بدون رتوش انیمیشن‌های کامپیوتری به‌نظر می‌رسد، این برای انیمیشنی که قصد دارد به استاندارد جدیدی در سبک دوبعدی سنتی برسد و آن‌را برای نسل جدید احیا کند نشان‌دهنده‌ی مسیری ادامه‌دار برای رسیدن به بلوغ و شکوفایی بیشتر است؛ همان‌طور که طراحی سه‌بعدی به‌تدریج به پختگی و کمال رسید. اما در این‌راه نباید فراموش کنیم که کلاوس با بودجه‌ی ۴۰ میلیون دلاری دست به کاری زده است که پیش‌از این رابرت زمکیس با ساخت انیمیشن دیجیتالی سه‌بعدی A Christmas Carol (سرود کریسمس) در سال ۲۰۰۹ با بوجه‌ای ۲۰۰ میلیونی نتوانست انجام بدهد و فقط یک دستاورد تکنیکی توخالی را ترویج کرد. اثر زمکیس که براساس داستان سرود کریسمس چارلز دیکنر و به‌نوعی بازسازی انیمیشن کلاسیک دیزنی بود نه‌فقط ریشه‌های داستان قدیمی خودش را فراموش کرد بلکه در ساخت یک اثر الهام‌بخش، درحالی‌که سعی در به‌رخ‌کشیدن سبک موشن‌کپچرِ درلحظه‌جذابِ خودش داشت، شکست خورد. درشرایطی‌که سایر اقتباس‌های انیمیشنی اخیر از کریسمس هم برای ارتباط بین حال و هوای آثار ماندگار کلاسیک و المان‌های داستانی مدرن دچار ضعف هستند، پابلوس با ساخت انیمیشنی که هم به اصالت‌های داستان پرتکرارش وفادار است و هم در دل خود حرف‌های بزرگ‌تری برای گفتن دارد به مثال ارزشمندی در بین هم‌رده‌های خود تبدیل می‌شود که از دودکش باریک آثار هالیوودی عبور کرده و هدیه‌ای موردانتظار را بی‌سروصدا به مخاطب خود بخشیده است.

Klaus

 در روزگاری که ساخت انیمیشن سنتی دوبعدی برای مخاطب سینما گیرایی لازم را به‌وجود نمی‌آورد و از دید استودیوهای بزرگ ریسکی بدون‌بازده محسوب می‌شود تا به ایده‌ی اولیه‌ی جذابی مثل انیمیشن کلاوس دست رد زده شود، باید ممنون افرادی مثل سرجیو پابلوس و البته نتفلیکس بود که با نگاهی تازه و سیاستی متفاوت جان تازه‌ای به این عرصه بخشیده‌اند تا شاید انیمیشن سنتی به جایگاه شایسته‌ی خود بازگردد. سرجیو پابلوس با Klaus ضمن ساخت یک انیمیشن کم‌نقص و شایسته‌ی تقدیر (همچنین یکی از بهترین انیمیشن‌های غیرپیکساری که کد A113 در آن به‌چشم می‌خورد) با برداشتن قدمی محکم در فهرست کارگردان‌هایی قرار می‌گیرد که با اولین ساخته‌ی خود به افراد موردانتظار دنیای هنر هفتم تبدیل می‌شوند.

 

نویسنده: مرتضی صوفی
منبع: زومجی

نقد انیمیشن Klaus – داستان ریشه بابانوئل

 

انیمیشن Klaus یک اثر از استودیو اسپانیایی که توسط Sergio Pablos Animation Studios ساخته شده و همانطور که از نام این استودیو مشخص است، سرجیو پابلوس رییس آن است؛ مردی که سری «من نفرت انگیز» و «مینیون‌ها» را برای دوستداران سینما و انیمیشن به ارمغان آورده است. سرجیو پابلوس داستان و تهیه کنندگی و کارگردانی این اثر را بر عهده داشته و یک تنه تبدیل به ارتشی شده که پشت انیمیشن Klaus قرار دارد و خوشبختانه در میدان نبرد هم پیروز و سربلند می‌شود.

انیمیشن Klaus اولین اثر تمام انیمیشنی انحصاری ساخته شده برای نتفلیکس به حساب می‌آید و گام‌های موفقیت را یکبار دیگر برای این VOD بین‌المللی مشهور برمی‌دارد. نتفلیکس حالا ذره ذره تبدیل به غولی می‌شود که پا به پای سالن‌های سینما و استودیوهای مشهور سینمایی پیش می‌رود و دیگر نمی‌توان منکر تاثیر آن و دیگر بازیگران این حوزه در صنعت سینما شد. آثار شاخصی که نتفلیکس در سریال و انیمیشن و فیلم تولید کرده، گواه این ادعا هستند و حضور چندین اثر ساخته شده توسط این شرکت در جوایز سینمایی امسال نیز تاکید دوباره‌ای بر صحت این ادعاست.

 

نقد انیمیشن Klaus

 

سرجیو پابلوس که تا امروز بیشتر در زمینه داستان و فیلمنامه انیمیشن‌ها نقش داشته، برای اولین بار سکان کارگردانی را بر عهده گرفته و در این کار سنگ تمام گذاشته و یک اثر تماما شخصی با امضای خود خلق کرده است. پابلوس که چند سالی بود در روند ساخت انیمیشن جدیدی نقش مستقیمی نداشت، حالا با انیمیشن Klaus ثابت می‌کند که یک فرد آينده‌دار در صنعت انیمیشن جهان است و ظهور یک نابغه در این حوزه را شاهد هستیم. کار جدید پابلوس داستان تکراری بابانوئل، همان پیرمرد قصه کودکان غربی است که کریسمس برای آنها کادو می‌آورد اما این قصه در اینجا، روایت جدید و نویی دارد.

زاویه جدید داستان انیمیشن Klaus به ماجرای بابانوئل باعث جذابیت و تمایز آن با دیگر آثار همرده کریسمسی خود شده؛ فیلمسازی به جای آنکه خلاقیت خود را به این موضوع برگرداند که درباره شخصیت‌های حول بابانوئل قصه‌ای تعریف کند و یا این کاراکتر افسانه‌ای را به دوران‌ها و مکان‌های عجیب و غریب ببرد؛ به ریشه‌های قصه این شخصیت پرداخته است. در واقع انیمیشن Klaus روایتگر اولین بابانوئل تاریخ است و این باور را القا می‌کند که بابانوئل تقریبا صد سال پیش و در سرزمینی خیالی در نزدیکی قطب شمال به وجود آمده است.

 

نقد انیمیشن Klaus

 

داستان از یک شخصیت نازپرورده به اسم جسپر آغاز می‌شود (شباهت خلق و خوی این شخصیت به امپراتور کوزکو انیمیشن عادت جدید امپراتور کاملا پیداست!) که با پارتی بازی پدر خود در اداره پست کار می‌کند ولی به صرف آقازاده بودنش، کارها را درست پیش نمی‌برد. جسپر اما توسط پدرش تنبیه می‌شود و به یک سرزمین شمالی تبعید می‌شود؛ جایی که هیچ‌کس نتوانسته در اداره پست آن دوام بیاورد. جسپر علی رغم میل باطنی خود به این سرزمین می‌رود و با یک جمعیت قلیل ولی نسبتا دیوانه روبرو می‌شود. جمعیت شهر اسمینبرگ سالیان سال است که با یکدیگر دعوا و نزاع دارند و نسبت به همدیگر یک کینه شتری عمیقی دارند که سرمنشا آن نیز برای خودشان نامشخص است؛ آنها صرفا با یکدیگر بد هستند و به قصد کشت همدیگر را می‌زنند.

جسپر که باید حداقل ۶۰۰۰ هزار نامه را پست کند تا ماموریت محول شده از سمت پدرش به خودش را به اتمام برساند، در جایی گیر می‌افتد که هیچکس تا حالا نامه ننوشته و اصلا کسی سواد نوشتن ندارد که بخواهد نامه‌نگاری کند. معلمی هم که از سمت وزارت آموزش پرورش به این سرزمین فرستاده شده (چند سال قبل از جسپر) از سر ناامیدی یک ماهی فروشی باز کرده و می‌خواهد پول‌هایش را جمع کند و بزند به چاک. در این میان جسپر باید فکری کند تا بتواند نامه‌نگاری را در بین بچه‌ها رواج بدهد و آشنایی او با یک نجار پیر که اسباب بازی درست می‌کند ولی برای ساخته‌هایش هیچ مخاطبی ندارد؛ جرقه‌ای در ذهنش ایجاد می‌کند…

 

نقد انیمیشن Klaus

 

انیمیشن Klaus به دنبال احیا کردن سبک دو بعدی در انیمیشن‌ها بوده و توانسته از منظر فنی این کار را به نحو احسن انجام دهد و از حیث هنری نیز چشم‌نوازی را به مرحله بی‌نظیری برساند. کلاوس در یک سرزمین تاریک و برفی روایت می‌شود و از این حیث فیلمساز توانسته اتمسفر حاکم در این سرزمین را به خوبی در قاب تصاویر و نقاشی‌های کار نشان دهد و فضای اسمینبرگ را به درستی دربیاورد. ذره ذره تغییراتی که این شهر پیدا می‌کند به مخاطب نشان داده شده و شور و نشاطی که زیرپوستی قرار است وارد شریان‌های شهر و مردمش شود، به وسیله رنگ‌پردازی‌های مناسب به مخاطب القا می‌شود. مساله نورپردازی در اینجا به شدت زیبا کار شده و به زیبایی نشان داده می‌شود و تیم سازنده برای در آوردن این نورپردازی زحمات زیادی محتمل شده تا از دل یک اثر دو بعدی، نورهایی شبیه به آثار سه بعدی خروجی پیدا کند.

طراحی کاراکترها نیز بی‌نظیر است و این موضوع به تبحر و تجربه سرجیو پابلوس در این زمینه بازمی‌گردد چرا که او سالیان سال در صنعت انیمیشن به طراحی کاراکتر مشغول بوده و حالا توانسته در انیمیشن Klaus یک بابانوئل و دستیار منحصر به فرد را به تصویر بکشد. مدلی که او برای شخصیت‌های خود برگزیده و البسه‌ای که تن آنها کرده کاملا با حال و هوای دوبعدی و سنتی‌مانند انیمیشن همخوانی دارد و شخصیت‌ها، حتی ریزترین و جزیی‌ترین آنها، دوست داشتنی از آب در آمده‌اند.

داستان و فیلمنامه انیمیشن Klaus طنز ظریفی در خود دارد و این موضوع کمک کرده تا این اثر تبدیل به یک عنوان کسل کننده نشود. شوخی‌ها درست و به‌اندازه صورت می‌گیرد و طنز کلامی و غیرکلامی در کنار هم همگونی خاصی را پدید آورده است. در پس تمامی صحنه‌های کمدی انیمیشن، یک نوع کمدی سیاه نیز وجود دارد که ارزش کار را دو چندان می‌کند و آن را تبدیل به اثری برای همه سنین و نه فقط قشر کودکان می‌سازد. دشمنی دو قبیله با یکدیگر تنها نقطه کوچکی از این نقاط تاریک در انیمیشن است و زمانی که پیشینه پیرمرد نجار یا همان نوئل به تصویر کشیده می‌شود، غم و اندوه بر قصه مستولی می‌شود. گاهی شادی و گاهی غم در انیمیشن Klaus جایگاه مناسبی دارد.

 

نقد انیمیشن Klaus

 

انیمیشن Klaus با پیشروی داستان نه تنها از تک و تو نمی‌افتد بلکه جذاب‌تر می‌شود. با اینکه در اواخر انیمیشن عناصر کلیشه‌ای کمی تا قسمتی در طول داستان ظاهر می‌شوند ولیکن پایان‌بندی فوق‌العاده احساسی داستان هر بیننده‌ای را، چه غربی و چه شرقی، درگیر خود می‌کند. بابانوئل در اینجا متعلق به قصه‌های کودکان مسیحی نیست و به تمامی بچه‌های جهان تعلق دارد و بی حد و مرزی یک قصه کریسمسی تا به این حد، کار شاهکاری بوده که تیم سازنده از پس آن برآمده‌اند.

 

نقد انیمیشن Klaus

 

رئال بودن این اثر انیمیشن کریسمسی، شاید برای اولین بار باشد که در تاریخ رخ می‌دهد، در واقع اصولا حضور یک بابانوئل در یک اثر سینمایی با این حجم از رئال بودن کم‌نظیر بوده و قصه‌ای که کارگردان و فیلمنامه‌نویس روایت می‌کند تا حد زیادی با علق و منطق جور در می‌آید. او افسانه بابانوئل را تبدیل به قصه واقعی یک پیرمرد خیر و دوست داشتنی کرده و با دستکاری در افسانه‌های پیرامون بابانوئل و همسرش، یک قصه اوریجنال و اصلی خلق کرده که حرفی برای گفتن دارد و یک اثر تکراری نیست.

 

نویسنده: آرش پارساپور ۱۹ دی ۱۳۹۸

منبع: https://vigiato.net/p/64946

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
2 نظرات
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
علی

پس کو لینک دانلود

X
2
0
نظرت چی بود؟ :)x