در صورتی که با پخش فیلم مشکل داشتی

از نرم افزار PotPlayer یا KMPlayer واسه ویندوز و برنامه MX Player واسه اندروید استفاده کن

دانلود رایگان فیلم Avatar با لینک مستقیم
پخش ویدیو

Movie Trailer

⇓ اگه با گوشی اندرویدی متن های انگلیسی رو میخونی ⇓

حتما از دیکشنری Bluedict استفاده کن

آواتار (به انگلیسی: Avatar) یک فیلم علمی-تخیلی سه‌بعدی آمریکایی به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی جیمز کامرون است، که در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۰۹ به نمایش درآمد. از بازیگران آن می‌توان به سم ورثینگتون، زویی سالدانیا، استیون لانگ، میشل رودریگز و سیگورنی ویور اشاره کرد. آواتار محصول کمپانی آمریکایی فاکس قرن بیستم است. آهنگساز موسیقی این فیلم جیمز هورنر می‌باشد. استین وینستن مسئول جلوه‌های ویژه فیلم نابودگر ۲ نیز تا قبل از مرگش به جیمز کامرون در زمینهٔ طراحی این فیلم کمک می‌کرده‌است. در سال ۱۹۹۵ کامرون فیلم‌نامه آواتار را به اتمام رساند. این فیلم چندین سال در دست ساخت بوده‌است و در لس آنجلس، نیوزیلند و خلیج مکزیک فیلمبرداری شده‌است. آواتار دومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای جهان است و به همراه فیلم هایی نظیر انتقام‌جویان: پایان بازی ، تایتانیک، جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد ، انتقام‌جویان: جنگ ابدیت تنها فیلم‌های تاریخ هستند که بیش از ۲ میلیارد دلار فروش داشتند. همچنین این فیلم پرفروش ترین فیلم سال ۲۰۰۹ شد. به دنبال موفقیت‌های این فیلم، کامرون قراردادی برای تولید و ساخت چهار دنباله با فاکس قرن بیستم امضاء کرد: آواتار ۲ و آواتار ۳ که در حال فیلم‌برداری هستند و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱، و ۲۲ دسامبر ۲۰۲۳ اکران خواهند شد، دنباله‌های بعدی نیز قرار است در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۷ عرضه شوند.

فضای فیلم

سال ۲۱۵۴ میلادی است. داستان در یکی از چندین ماه سیاره‌ای در سامانه ستاره‌ای آلفا قنطورس به نام پاندورا (به انگلیسی: Pandora) اتفاق می‌افتد. انسان‌ها تحت شرکتی به نام آردی‌اِی مشغول خارج کردن سنگی با ارزش و فلز مانند از دل این سیاره هستند. پاندورا حاوی گوناگونی شگفت‌انگیزی از زندگی فرازمینی است، و جوی غیرقابل استنشاق برای انسان‌ها دارد، همچنین محیطی در تضاد با طبیعتی که مانند آن در روی زمین وجود دارد. نام سیاره از این جهت اشاره به وضع مصیبت‌بار آن (از دید انسان) دارد (که به اسطوره‌شناسی پاندورا بازمی‌گردد). از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبیه به انسان هستند که ناوی نامیده می‌شوند. ناوی‌ها دارای سطح بسیار پایین‌تری از پیشرفت فنی در مقایسه با انسان‌ها هستند و نیمه وحشی و بدوی به نظر می‌آیند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کل‌نگر هستند که آن‌ها را با مکان زندگی‌شان در حال تعادل قرار می‌دهد.

پاندورا دارای سیستم حیات وحش نامتعارفی است، بطوری‌که سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی مشترک بوده و با هم در ارتباطند (که یادآور مفهوم گایا در اسطوره‌شناسی و جنبش‌های محیط زیستی است). ناوی‌ها از طریق نقاط اتصالی نورونی (به انگلیسی: neural interface) در انتهای گیسوان موهای خود، از نظر خودآگاهی با اسب‌های خود متصل می‌شوند، و درختان جنگل از طریق ریشه‌های خود اتصال عصبی با یکدیگر دارند. خلاصه اینکه محیط پاندورا محیطی است که دانشمندان بشری در فیلم را سخت تحت تأثیر قرار داده، و محیط منحصربه‌فرد این دنیا، مرزهای بین علم و عرفان را درهم می‌نوردد. منابع طبیعی که بشر در این سیاره بدنبال آن است آنابتانیوم (به انگلیسی: unobtainium) (به معنی عنصر نایاب) نام دارد. این ماده نوعی سنگ کانی مرموزی است که دارای خواص میدانی عجیبی است، بطوریکه باعث ظهور آثار پادگرانشی و اختلال میدان‌ها الکترومغناطیسی می‌شود.

داستان

در داستان فیلم، زمینیان به منظور تصرف منابع سرشار پاندورا (سیاره ناوی‌ها)، و برای به دست آوردن هرچه بیشتر سنگ آنابتانیوم برای اشغال نظامی سیاره پاندورا آماده می‌شوند که منجر به نابودی خانه و کاشانه ناوی‌ها و محیط زیستشان خواهد گشت. و این موضوع احتمال انقراض ناوی‌ها به دست بشر را خیلی زیاد کرده‌است.

اما از سوی دیگر، گروهی از انسان‌های دانشمند مشغول آزمایش پروژه‌ای هستند بنام آواتار که در آن با علم ژنتیک و ترکیب دادن D.N.A انسان و ناوی، بدن‌های ناوی مصنوعی در آزمایشگاه رشد داده، و هوش انسانی را به عنوان کنترل‌گر آن جسم به‌طور موقت درون آن بدن تزریق یا قالب کرده تا بتوانند از این طریق با فرستادن این ناوی‌های مصنوعی، داخل جماعت ناوی‌ها تحقیق و تجسس کرده تا فرهنگ و رسم و رسوم آنان را بشناسند. در واقع، این بدن‌های مصنوعی چیزی بجز نوعی نفربر با کنترل از راه دور بسیار پیشرفته نیست. البته به دلیل اینکه هر آواتار با ترکیب دی.اِن.اِی شخص کنترل کنندهٔ آن و ناوی‌ها به وجود آمده است، فقط خود همان شخص می‌تواند به آواتار خود متصل شده و آن را کنترل و هدایت نماید.

جیک سالی (به بازیگری سم ورثینگتون)، سربازی جانباز بر روی ویلچر است که هنگام خدمت در سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا از ناحیه دو پا فلج شده‌است. هنگامی که او را برای پروژه آواتار به عنوان خلبان یکی از بدن‌ها بکار می‌گیرند، او طبق ماموریتش سعی در رخنه کردن در داخل قبیلهٔ بومیان و کشف رموز و اطلاعات سرّی آنان می‌پردازد. اما تدریجاً طی ماجراهایی با «نایتیری» (با صدای زویی سالدانا)، شاهزاده و دختر بزرگ رئیس قبیلهٔ ناوی‌ها تدریجاً پیوند عاطفی برقرار می‌کند و رفته‌رفته پی به عمق زیبائی فرهنگ بومیان برده، و سعی می‌کند به آن‌ها کمک کند، تا جایی که مجبور می‌شود سرانجام در برابر نسل انسان‌های غاصب، یعنی نوع خودش، قرار گیرد …

برداشت‌های سیاسی

جیمز کامرون در این فیلم از گنجاندن اشاره‌های سیاسی هیچ ابایی از خود نشان نداده‌است. محور فیلم حول موضوع دستیابی به منابع طبیعی بسیار با ارزشی می‌چرخد بنام «آنابتانیوم» (به انگلیسی: unobtainium) که «نمادیست از حرص و طمع بشری» که نژاد انسانی را برای تصرف آن منابع وادار به جنگ با موجودات بومی سیاره پاندورا کرده.

سرهنگ کواریچ، فرمانده عملیات نظامی در فیلم (به بازیگری استیون لانگ)، بومیان ناوی را (که شباهت واضحی با سرخ‌پوستان آمریکایی دارند) را متوحش می‌نامد، و استفاده وی از واژگانی همچون «شوک و بهت» (به انگلیسی: shock and awe)، «مبارزه با تروریسم»، و «حمله پیشگیرانه» (به انگلیسی: primitive strike) یادآور وقایع جنگ‌های آمریکا در کشورهای خاورمیانه است.

فیلم همچنین در رساندن پیغامی در دفاع از محافظت از محیط زیست کاملاً رسا است.

پایان ماجرای فیلم اشاره به این دارد که همواره قدرت طبیعت بر انسان‌ها غالب می‌شود و طبق معمول انسان‌ها در جنگ با طبیعت شکست خواهند خورد. ضمناً آخر فیلم نشان میدهد که انسان‌ها به دنیای فانی خود باز میگردند که نشان دهندهٔ این موضوع است که بشر همواره با استفاده بیش از حدّ منابع انرژی موجود در طبیعت و تخریب آن، کرهٔ زمین را به نابودی خواهند کشاند و آن‌وقت کرهٔ زمین دیگر جوابگوی نیازهای بشری نخواهد بود. و به همین دلیل باید یک زیست‌کرهٔ طبیعی دیگر همانند کرهٔ زمین را برای ادامهٔ بقای نسل بشر، جایگزین کرد تا از انقراض نسل بشر جلوگیری شود.

منبع: ویکی پدیا

When his brother is killed in a robbery, paraplegic Marine Jake Sully decides to take his place in a mission on the distant world of Pandora. There he learns of greedy corporate figurehead Parker Selfridge’s intentions of driving off the native humanoid “Na’vi” in order to mine for the precious material scattered throughout their rich woodland. In exchange for the spinal surgery that will fix his legs, Jake gathers knowledge, of the Indigenous Race and their Culture, for the cooperating military unit spearheaded by gung-ho Colonel Quaritch, while simultaneously attempting to infiltrate the Na’vi people with the use of an “avatar” identity. While Jake begins to bond with the native tribe and quickly falls in love with the beautiful alien Neytiri, the restless Colonel moves forward with his ruthless extermination tactics, forcing the soldier to take a stand – and fight back in an epic battle for the fate of Pandora.

On the lush alien world of Pandora live the Na’vi, beings who appear primitive but are highly evolved. Because the planet’s environment is poisonous, human/Na’vi hybrids, called Avatars, must link to human minds to allow for free movement on Pandora. Jake Sully, a paralyzed former Marine, becomes mobile again through one such Avatar and falls in love with a Na’vi woman. As a bond with her grows, he is drawn into a battle for the survival of her world.

 

In 2154, humans have depleted Earth’s natural resources, leading to a severe energy crisis. The Resources Development Administration (RDA) mines a valuable mineral unobtanium on Pandora, a densely forested habitable moon orbiting Polyphemus, a fictional gas giant in the Alpha Centauri star system.[11] Pandora, whose atmosphere is poisonous to humans, is inhabited by the Na’vi, a species of 10-foot tall (3.0 m), blue-skinned, sapient humanoids[37] that live in harmony with nature and worship a mother goddess named Eywa.

To explore Pandora’s biosphere, scientists use Na’vi-human hybrids called “avatars”, operated by genetically matched humans. Jake Sully, a paraplegic former Marine, replaces his deceased identical twin brother as an operator of one. Dr. Grace Augustine, head of the Avatar Program, considers Sully an inadequate replacement but accepts his assignment as a bodyguard. While escorting the avatars of Grace and fellow scientist Dr. Norm Spellman, Jake’s avatar is attacked by a thanator and flees into the forest, where he is rescued by Neytiri, a female Na’vi. Witnessing an auspicious sign, she takes him to her clan. Neytiri’s mother Mo’at, the clan’s spiritual leader, orders her daughter to initiate Jake into their society.

Colonel Miles Quaritch, head of RDA’s private security force, promises Jake that the company will restore his legs if he gathers information about the Na’vi and the clan’s gathering place, a giant tree called Hometree,[38] which stands above the richest deposit of unobtanium in the area. When Grace learns of this, she transfers herself, Jake, and Norm to an outpost. Over the following three months, Jake and Neytiri fall in love as Jake grows to sympathize with the natives. After Jake is initiated into the tribe, he and Neytiri choose each other as mates. Soon afterward, Jake reveals his change of allegiance when he attempts to disable a bulldozer that threatens to destroy a sacred Na’vi site. When Quaritch shows a video recording of Jake’s attack on the bulldozer to Administrator Parker Selfridge,[39] and another in which Jake admits that the Na’vi will never abandon Hometree, Selfridge orders Hometree destroyed.

Despite Grace’s argument that destroying Hometree could damage the biological neural network native to Pandora, Selfridge gives Jake and Grace one hour to convince the Na’vi to evacuate before commencing the attack. Jake confesses to the Na’vi that he was a spy, and they take him and Grace captive. Quaritch’s men destroy Hometree, killing Neytiri’s father (the clan chief) and many others. Mo’at frees Jake and Grace, but they are detached from their avatars and imprisoned by Quaritch’s forces. Pilot Trudy Chacón, disgusted by Quaritch’s brutality, frees Jake, Grace, and Norm, and airlifts them to Grace’s outpost, but Grace is shot by Quaritch during the escape.

To regain the Na’vi’s trust, Jake connects his mind to that of Toruk, a dragon-like predator feared and honored by the Na’vi. Jake finds the refugees at the sacred Tree of Souls and pleads with Mo’at to heal Grace. The clan attempts to transfer Grace from her human body into her avatar with the aid of the Tree of Souls, but she dies before the process can be completed. Supported by the new chief Tsu’tey, Jake unites the clan and tells them to gather all of the clans to battle the RDA. Quaritch organizes a pre-emptive strike against the Tree of Souls, believing that its destruction will demoralize the natives. On the eve of battle, Jake prays to Eywa, via a neural connection with the Tree of Souls, to intercede on behalf of the Na’vi.

During the subsequent battle, the Na’vi suffer heavy casualties, including Tsu’tey and Trudy, but are rescued when Pandoran wildlife unexpectedly join the attack and overwhelm the humans, which Neytiri interprets as Eywa’s answer to Jake’s prayer. Jake destroys a makeshift bomber before it can reach the Tree of Souls; Quaritch, wearing an AMP suit, escapes from his own damaged aircraft and breaks open the avatar link unit containing Jake’s human body, exposing it to Pandora’s poisonous atmosphere. Quaritch prepares to slit the throat of Jake’s avatar, but Neytiri kills Quaritch and saves Jake from suffocation, seeing his human form for the first time.

With the exceptions of Jake, Norm and a select few others, all humans are expelled from Pandora and sent back to Earth. Jake is permanently transferred into his avatar with the aid of the Tree of Souls.

Wikipedia

 

0 0 votes
رأی دهی به مقاله
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظرت چی بود؟ :)x
()
x