Chuck Nice

American stand-up comedian

در این سخنرانی چاک نایس با طنز خاص خودش درباره ی پیامد هایی که تکنولوژی ناخواسته با خودش به همراه آورده صحبت میکنه.

متن و ترجمه ی سخنرانی های تد برگرفته از وب سایت TED 

واسه انتخاب زیرنویس، در کادرِ ویدیو، پایین سمت راست کلیک کن

⇓ اگه با گوشی اندرویدی متن های انگلیسی رو میخونی ⇓

حتما از دیکشنری Bluedict استفاده کن

 
00:47
 
01:14
 
01:25
 
01:57
 
02:11
 
02:13
 
02:45
 
02:49
 
02:53
 
02:56
 
03:07
 
03:24
 
03:35
 
03:52
 
04:23
 
04:35
 
05:01
 
05:07
 
05:33
 
05:53
 
06:12
 
06:40
 
06:45
 
07:15
 
07:18
 
07:26
 
08:26
 
08:28
 
09:11
 
09:19
 
09:38
 
10:25
 
10:26
Translated by Pedram Pourasgari
Reviewed by Nima Pourreza
 
 

فناوری‌های آینده همواره با دو چیز همراه هستند: نوید دادن و پیامد‌های ناخواسته. و من می‌خواهم در مورد آن پیامدها صحبت کنم. قبل از این که به چگونگی تأثیر فناوری‌های آینده بر ما بپردازیم، می‌خواهم کمی در مورد پیامد‌های ناخواسته برخی از فناوری‌های اخیر صحبت کنم، از جمله رسانه‌های اجتماعی. چند سال قبل، رسانه‌های اجتماعی یک فناوری مربوط به آینده به شمار می‌رفتند. ولی الان فناوری زمان حال شماست. رسانه‌های اجتماعی قرار بود ما را به همدیگر نزدیک کنند به گونه‌ای که هرگز نمی‌توانستیم آن را تصور کنیم. و پیش‌بینی‌ها درست بودند. این سه دختر در حال صحبت با هم هستند بدون ارتباط چشمی ناراحت‌کننده و ناخوشایند (صدای خنده) من به این می‌گویم پیشرفت. ما قرار بود درگیر یک سونامی ارتباطات شویم که دنیا قبلاً مانند آن را ندیده بود. که اتفاق افتاد و این هم اتفاق افتاد. (آواز می‌خواند) هیچ کدام از این‌ها شبیه هم نیستند. حالا به این عکس نگاه کنید. اگر آقایی که کتاب دارد را انتخاب کنید، اشتباه کرده‌اید -- یا همانطور که یک رئیس جمهور خاص [ترامپ] می‌گوید: «اشتباهه!» (صدای خنده) مشخص است که این افراد در حال خواندن هستند و یکی از آن‌ها، که در آخر نشسته در حال گوش دادن به موزیک و «کندی کراش» بازی کردن است. (صدای خنده) پس ارتباط ما با هم بیشتر شده؟ یا فقط به دستگاه‌هایمان مرتبط تر شده‌ایم؟ رسانه‌های اجتماعی قرار بود محیطی شبیه به محیط واقعی شهر ایجاد کنند که ما بتوانیم همدیگر را درگیر ایده‌ها و بحث‌های چالش برانگیز کنیم. به جای آن، ترول‌ها (پست‌های طنز) نصیبمان شد. این یک توئیت واقعی است که من دریافت کرده‌ام: «چاک، هیچ کس نمی‌خواهد دیدگاه‌های احمقانه و غلط سیاسی تو را بشنود! امیدوارم جذام بگیری و بمیری. با عشق، پدرت» (صدای خنده) حالا، نکته خوب این توئیت اگر درست به آن نگاه کنید این است که مثل بقیه ترول‌ها آنقدرها هم بد نیست چون به جای «جذام» برایم «جضام» آرزو کرده و «جضام» اصلاً خطرناک نیست. (صدای خنده) (صدای تشویق) به همراه ترول‌ها، با شکل جدیدی از شکنجه نوجوانان هم روبرو شده‌ایم: زورگیری مجازی. مفهومی که مادر ۷۵ ساله من قادر به درکش نیست. «خب، پس او را کتک زدند؟» «نه مامان، آن‌ها کتکش نزدند.» «آیا پولش را گرفتند؟» «نه مامان، پولش را نگرفتند.» «آیا صورتش را در توالت کردند؟» «نه مامان، نکردند.» «خب پس چه کارش کردند؟» «آن‌ها در اینترنت به او حمله کردند.» «در اینترنت به او حمله کردند؟» (صدای خنده) «خب، چرا فقط اینترنت را خاموش نمی‌کنید؟» (صدای خنده) «نسل شما خیلی سوسول هستند.» (صدای خنده) حق دارد. (می‌خندد) حق دارد. و من حتی نمی‌خواهم در مورد بلایی که رسانه‌های اجتماعی بر سر دوست‌یابی آوردند صحبت کنم. من عضو گریندر بودم، تا زمانی که فهمیدم یک برنامه سفارش ساندویچ نیست. (صدای خنده) و حتی نمی‌توانم در مورد تیندر چیزی بگویم. به جز این حقیقت که اگر فکر می‌کنید محدودیتی برای تعداد رابطه جنسی که می‌توانیم به صورت ناشناس روی زمین داشته باشیم وجود دارد، متاسفانه اشتباه می‌کنید. (صدای خنده) پس به کجا می‌رویم؟ خب، بگذارید بدون حاشیه به مهم‌ترین‌ها بپردازیم. خودرو‌های بدون راننده. چیزی که از سال‌ها قبل وجود داشته است، فقط بدون این که در آن از کامپیوتر استفاده شده باشد. (صدای خنده) (صدای تشویق) چون سال‌هاست که ما همزمان با رانندگی پیام ارسال می‌کنیم، آرایش می‌کنیم، اصلاح می‌کنیم، مطالعه می‌کنیم -- واقعاً مطالعه می‌کنیم -- که من این کار را می‌کنم. (صدای خنده) علاوه بر این، از آن‌جایی که خودروهای بدون راننده به اشتراک گذاشته می‌شوند بیشتر افراد مالک خودرو نخواهند بود، و این یعنی اداره وسایل نقلیه موتوری از بین خواهند رفت. اداره وسایل نقلیه موتوری -- می‌دانم الان با خودتان می‌گویید -- «ممکن نیست این پسر اینجا بایستید و به اداره وسایل نقلیه موتوری گیر بدهد.» خب، شما را نمی‌دانم، ولی من نمی‌خواهم در دنیایی زندگی کنم که چراغ‌های فلورسنت آزاردهنده، صف‌های طولانی، فرم‌های افتضاح برای پر کردن و کارمندان بدون عاطفه و ناراضی به من یادآوری کنند که من چقدر خوش شانس هستم که اینجا کار نمی‌کنم. (صدای خنده) این خدمت واقعی است که آن‌ها ارائه می‌کنند. اداره وسایل نقلیه موتوری: برای تمدید سند بیایید، آنقدر بمانید تا متوجه شوید چه تصمیمات درستی در زندگی‌تان گرفته‌اید (صدای خنده) در آینده، هیچ کسی مالک خودروی خود نیست، و این یعنی نوجوانان جایی برای عشق بازی نخواهند داشت. می‌دانید این یعنی چه؟ یعنی آن‌ها خودرو‌های بدون راننده سفارش می‌دهند تا این کار را در آن‌ها انجام دهند. من نمی‌خواهم در یک خودرو بنشینم و این سوال را بپرسم که: «چرا این ماشین بوی بی‌دست و پایی، شکست و شرم می‌دهد؟» (صدای خنده) اگر می‌خواستم این سوال را بپرسم، می‌رفتم به اتاق خواب خودم. (صدای خنده) خب دیگر باید منتظر چه چیزی باشیم؟ درست است، هوش مصنوعی. هوش مصنوعی، بله. می‌دانید، زمانی بود که هوش مصنوعی یک جوک بود. مثل یک جوک بود که می‌توانستید در یک مهمانی بشنوید زمانی که یک نفر در میان یک مکالمه به آن اشاره می‌کرد: «هوش مصنوعی. تنها هوش مصنوعی واقعی، کنگره آمریکاست. ها‌، ها، ها‌، ها، ها.» خب، این موضوع دیگر خنده‌دار نیست. (صدای خنده) استیون هاوکینگ، ایلان ماسک و بیل گیتس همگی در مصاحبه‌های خود خطرات هوش مصنوعی را بیان کرده‌اند. مثل این است که مسیح، موسی و محمد گرد هم آیند و بگویند، «بچه‌ها، بچه‌ها، چیزی وجود دارد که همگی می‌توانیم به آن اعتقاد داشته باشیم.» (صدای خنده) ممکن است شما هم با آن موافق باشید، این چیزی است که من می‌گویم. ما در واقع داریم به ماشین‌ها یاد می‌دهیم که چگونه فکر کنند، چگونه رفتار ما را درک کنند، چگونه از خودشان دفاع کنند و حتی دیگران را فریب دهند. دقیقاً چه چیزی ممکن اشتباه از آب در بیاید؟ (صدای خنده) یک چیز را می‌توان با اطمینان گفت: مخلوق همواره از خالق خود متنفر است. درست است؟ تایتان‌ها در مقابل خدایان قیام کردند؛ لوسیفر (شیطان) در مقابل یهوه (خدا). و هر کسی که یک فرزند نوجوان داشته باشد، این کلمات را شنیده است: «من از تو متنفرم و تو زندگی من را خراب می‌کنی! از تو متنفرم!» حالا تصور کنید این جمله را ماشینی بگوید که قدرت تفکری بیشتر از شما دارد و تا دندان مسلح است. (صدای خنده) نتیجه؟ مسلماً. (صدای خنده) کاری که باید قبل از تکامل هوش مصنوعی انجام دهیم، این است که احساسات مصنوعی را به تکامل برسانیم. این گونه، می‌توانیم به ربات‌ها یا ماشین‌ها یاد بدهیم که چگونه بدون قید و شرط عاشق ما باشند، تا زمانی که متوجه شدند تنها مشکل واقعی بر روی این سیاره ما هستیم، به جای از بین بردن ما که البته کاملاً منطقی است، متوجه شوند چقدر نازنین هستیم. (صدای خنده) مانند مدفوع نوزاد. (صدای خنده) «اوه خدای من، من عاشق این هستم که شما چطور سیاره را نابود کردید. ولی نمی‌توانم از دستتان عصبانی باشم، شما خیلی ناز هستید! شما خیلی ناز هستید!» (صدای خنده) نمی‌توان بدون صحبت از ربات‌ها در این مورد صحبت کرد، نه؟ یادتان می‌آید زمانی فکر می‌کردید رباتیک جذاب است؟ من یادم می‌آید زمانی فکر می‌کردم رباتیک جذاب است تا وقتی که فهمیدم آن‌ها قرار است جای همه را بگیرند، از پیک موتوری گرفته تا جراح قلب. البته یک نکته که در مورد رباتیک خیلی ناامید کننده است مقصود نهایی رباتیک است، و این حتی اتفاق نیفتاده است. من در مورد ربات دوست دختر صحبت می‌کنم، آرزوی یک خوره‌ی کامپیوتر در یک زیرزمین بدون پنجره که روزی با خودش قسم خورد: «من با مخلوق خودم ازدواج می‌کنم.» و واقعاً یک جنبش در جریان است تا جلوی این اتفاق را بگیرد، به خاطر ترس از بهره‌کشی. و من، به شخصه، مخالف این جنبش هستم. من بر این باورم که ما باید روزی دوست‌دختر‌های ربات داشته باشیم. فقط فکر می‌کنم آن‌ها باید یک پروتکل فمینیستی و هوش مصنوعی داشته باشند، تا بتوانند یک نگاه به آن پسر بیاندازد و بگوید: «تو در حد من نیستی، من تو را ترک می‌کنم.» (صدای خنده) (صدای تشویق) و در نهایت، من باید در مورد مهندسی زیستی صحبت کنم، حوزه‌ای از علم که متعهد شده بیماری را قبل از شروع از بین ببرد، تا به ما کمک کند زندگی طولانی‌تر، کامل‌تر و سالم‌تری داشته باشیم. و زمانی که آن را در کنار سخت‌افزارهای قابل کاشت در بدن قرار می‌دهید، در واقع در حال نگاه کردن به تجسم بعدی تکامل انسان هستید. و همه این‌ها عالی به نظر می‌رسند، قبل از این که بفهمید نتایجش چه خواهند بود. یک نتیجه: بچه‌های طراحی‌شده، مهم نیست کجای جهان باشید یا از چه قومی باشید، بچه‌ها این شکلی خواهند بود. (صدای خنده) این پسر تعجب کرده است چون تازه فهمیده هم پدر و هم مادرش سیاه پوست هستند. (صدای خنده) می‌توانید او را در یک مهمانی در ۲۰ سال بعد تصور کنید؟ «آره، پدر و مادرم سیاه پوست هستند. منظورم اینه، بعضی وقت‌ها یک کم ضایع است، ولی باید شایستگی ذاتی‌ام را ببینی. عالیه، خیلی عالیه.» (صدای خنده) حالا، همه این‌ها ترسناک به نظر می‌رسند، و همه در این اتاق می‌دانند که در واقع این طور نیست. تکنولوژی ترسناک نیست. هیچ وقت نبوده و هیچ وقت نخواهد بود. چیزی که ترسناک است ما هستیم و کاری که با تکنولوژی خواهیم کرد. آیا به آن اجازه می‌دهیم که نشان‌دهنده جنبه انسانی ما باشد و خود ما را نشان دهد و این واقعیت را تقویت کند که ما حقیقتاً محافظ برادر خود هستیم؟ یا اینکه به آن اجازه می‌دهیم که تاریک‌ترین و عمیق‌ترین شیاطین درون ما را آشکار کند؟ سوال اصلی این نیست که تکنولوژی ترسناک هست یا نه. سوال اصلی این است: شما چقدر انسان هستید؟ متشکرم. (صدای تشویق) 

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله
مشترک شدن
به من اطلاع بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
X
0
نظرت چی بود؟ :)x